
غار شیربند
غار شیربند یکی از زیباترین نمونه های غارهای ایران است که در 12 کیلومتری
شمال شرقی شهر دامغان واقع شده است. برای دسترسی مناسب به این غار 10
کیلومتر جاده قدیم آب بخشان به گردنه بشم را طی نموده تا به مزرعه خوش آب و
هوای شیربند برسید سپس 5/1 کیلومتر جاده ای که در قسمت شرقی مزرعه است به
طرف روستای جزن ادامه داده در ادامه جاده فرعی جدید الاحداث سمت چپ خود را
500 متر به طرف شمال می پیمایید. دهانه غار در کمرکش کوهی صخره ای که از
بستر رودخانه 50 متر ارتفاع دارد واقع گردیده است.(مسیر دوم:به روستای ابوالبق یا طاق رفته جاده خاکی که در قسمت شمال روستا قرار دارد را به سمت شمال حدود 12 کیلومتر ادامه می دهیم بعد از عبور از میان تپه ها و عبور از کنار یک مزرعه به دامنه کوهی که دهانه غار در روی ان معلوم است میرسیم)ساختمان این غار چون در
یک رشته فلات آهکی قرار گرفته است دارای سازندگی های فوق العاده زیبا می
باشد. مسیر اصلی غار به سوی شمال 350 متر امتداد دارد اما شعبه های فرعی
متعددی به صورت تنگه های کوچک و مسدود و غیر مسدود از جناح های چپ و راست
قرار دارند. در این غار قندیل و ستون های زیبای آهکی به رنگ و اندازه های
مختلف از سقف غار آویزان است زمین شناسان قدمت سنگ و ستون های این کوه و
غار را به 136 تا 190 میلیون سال قبل نسبت می دهند. در دیواره های غار در
اثر رسوب کربنات کلسیم محلول در آب اشکال بسیار سپید و زیبایی همانند گچ
بری های کاخ ها و منازل بصورت گل کلمی و اجتماع بلورهای سوزنی شکل، مناظر
جالب توجه و زیبایی را بوجود آورده است که از شاهکارهای آفرینش است.



البته جای تاسف دارد بدلیل اینکه در طول مسیر هیچگونه علامت راهنما جهت کمک به گردشگران برای پیدا کردن راه وجود ندارد و جاده دسترسی به این غار خاکی میباشد
گزارشی از سفر به غار شیربند
با پیشنهاد تعدادی از بچه های روستای جزن، صبح روز دوشنبه، در یک روز گرم تابستانی جهت بازدید از غار شیربند عازم روستای جزن شدیم، پس از گذشتن از روستای جزن در فاصله اندکی (حدود یک کیلومتر) وارد روستایی کوچک به نام ابوالبق شدیم که علی رغم جمعیت اندک آن (حدود بیست خانوار) از نظر فضای روستایی به گونه ای زیبا تجهیز شده بود که نشان از تلاش و همیت مردم آن روستا می داد.
پس از عبور از روستای ابوالبق وارد جاده ای خاکی شدیم که به سمت شمال امتداد داشت و پس از طی حدود 12 کیلومتر به مزرعه ای به نام محمد آباد رسیدیم، این مزرعة خصوصی، در دامنه کوه بین دو مزرعه شیربند و سورند (نصرت آباد) قرار گرفته است، آب این مزرعه از چشمه ای گچی در شمال آن تامین می شود و به علت کیفیت نامطلوب (آب و خاک) آن، کشاورزی در آنجا وضعیت مناسبی ندارد.
به سمت استخر طبیعی بالای مزرعه حرکت کردیم و در کنار استخر سر و روی خود را آبی زده و نشستیم. به کمک دو جوان موتور سواربه سمت جاده ای که انتهای آن به غارمنتهی می شد هدایت شدیم، این جاده (که فقط نشانی از آن بود) از کنار مزرعه محمد آباد شروع می شد و پس از گذر از داخل رودخانه و روی چند تپه انتهای آن به غار شیربند می رسید، در برخی از نقاط، جاده به وسیله سیل، بقدری تخریب شده بود که به هیچ وجه امکان عبور از آنجا وجود نداشت و ناگزیر پیاده به مسیر خود ادامه دادیم، پس از طی حدود یک کیلومتر، در دامنه یک کوه از دور چشممان به غاری افتاد، و از دامنه کوه بالا رفتیم. به شکاف نسبتاً بزرگی رسیدیم که به طور طبیعی در داخل کوه ایجاد شده بود و از آن به عنوان چفت (آغل) گوسفندان استفاده می کردند، این چفت از قدیم به نام غار دیواریان در نزد چوپان ها شناخته شده بود و مساحتی حدود پانزده در یازده متر داشت بر روی یکی از صخره های دیواره غار دیواریان با اسپری قرمز رنگی نوشته بودند: «شرکت جهانگردی غار شیربند» و زیر آن را امضاء کرده بودند.
درست در روبروی غار دیواریان (بر روی دامنه دیگرکوه) غار شیربند به چشم می خورد که بر روی مدخل ورودی آن نرده ای آهنی را به صورت درب کار گذاشته اند (که کاملاً باز بود) پس از چند متر بالا رفتن از دامنه کوه وارد غار شیربند می شویم، دهانة ورودی غار به ابعاد 5/1 در 4/1 متر است، در درون غار به تالاری به پهنای 6 متر و ارتفاع 140 سانتیمتر می رسیم، در کناره تالار و مدخل ورودی چاهی به عمق دو متر به چشم می خورد که با دست کنده شده است و گویا افرادی سودجو آنرا به امید یافتن چیزی کنده اند،در داخل تالار کود پوسیده گوسفندان بر روی زمین دیده می شود که نشان می دهد از این مکان سالها جهت نگهداری گوسفندان استفاده می شده است.
پس از چند متر جلو رفتن فضا کاملاً تاریک می شود به گونه ای که بدون روشنایی هیچ جا دیده نمی شود، در شمال تالار به راهرویی به ارتفاع 140 سانتیمتر می رسیم و در داخل آن با شیب تندی به سمت پایین حرکت می کنیم، در بالای سرمان با فلش هایی قرمز رنگ مسیر غار مشخص شده است، در جهت فلشها حرکت می کنیم و پس از طی چند گذرگاه به صخره ای چند متری می رسیم که نردبانی کوتاه بر روی آن کار گذاشته شده است(به وسیله کاشف غار) .
در قسمت های داخلی تر، غار وسیع تر شده و به چند شعبه تقسیم می شود، در برخی قسمت ها قندیل های زیبایی به چشم می خورد که از روی آنها آب بر روی زمین می چکد، علیرغم زیبایی محیط غار به علت ضعیف شدن باتری های چراغ قوه هایمان مجبور می شویم هر چه سریعتر برگردیم. در مسیر برگشت دوباره به آن دو جوان کشاورز برمی خوریم که مشغول آبیاری هستند، با تعارف آنها اندکی می نشینیم و ضمن صرف چای داغ، باب صحبت را با آنها باز می کنیم. آنها می گویند:
در سال گذشته عده زیادی برای تماشای غار می آمدند ولی امسال کسی برای بازدید غار مراجعه نکرده است، گویا مردم این غار را برای بار دوم فراموش کرده اند (همانطور که هزاران سال چوپانان از غار جهت آغل گوسفندان استفاده می کردند و کسی به آن توجهی نمی کرد).
البته ناآشنایی مردم به مسیر غار (هیچ تابلویی جهت راهنمایی مردم در مسیر راه به چشم نمی خورد) و همچنین عدم وجود جاده ای سالم و اتومبیل رو را می توان از دلایلی ذکر کرد که باعث عدم استقبال مردم از این غار شده است، همچنین با وجود این که جریان برق در فاصله دو کیلومتری غار وجود دارد اما تاکنون اقدامی جهت برق کشی داخل غار توسط هیچ سازمانی انجام نشده است و به وعده هایی که جهت ساخت قهوه خانه و مهمان سرا و امکانات تفریحی دیگر در نزدیکی غار داده شده نیز عمل نشده است وگرنه با ایجاد امکانات رفاهی مناسب این غار (با توجه به نزدیکی به دامغان) می توانست، تفریگاه و مکانی مناسب جهت جلب توریست به شمار آید.
پس از اندکی استراحت در مزرعه با راهنمایی آن دو جوان در مسیر بازگشت از جاده ای خاکی (نزدیکتر و سالمتر) که درمسیر لوله های آب از مزرعه نصرت آباد تا دامغان امتداد داشت راه افتادیم و پس از طی مسافتی نه چندان طولانی به آب بخشان و سپس دامغان رسیدیم.
برای دیدن مستندی در مورد غار شیربند به آدرس زیر بروید
http://negah.irib.ir/media/show_video/1269
ادامه مطلب
دامغان يكي از شهرهايي است كه جاذبههاي فراواني در آن وجود دارد و با اين حال ما اگر خيلي به آن ارادت داشته باشيم، تنها پستههايش را ميستاييم............
ادامه مطلب
دامغان، شهر صد دروازه
Hecatompylosبقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب

![]()
![]()


